زندگی آب تنی در حوضچه ی اکنون است ...
سال نو رو بر همه ی دوستان و بلاگرهای عزیز تبرک میگم ... تعطیلات عید شروع شده و صدا و سیما حسابی مارو شرمنده کرده و 24 ساعته همه ی شبکه ها برنامه داره . بهترین برنامه من ،برنامه ی عمو پورنگ هست . یه جورایی باهش حال میکنم ؛مخصوصا با اون شعرای قشنگش که من عاشق شعراش هستم . البته با این سن و سال از من بعید این جور برنامه ها ؛اما کودکی بهترین یادگاری هستش که برای هر کس باقی میمونه و اگر کسی توی این روزگار این رو هم از دست بده دیگه با طراوت نیست و چهره ی خشکی به خودش میگیره . بهترین لحظه های ، لحظه هایی هست که با بچه ها هستم و باهشون بازی میکنم ؛معصومیت و شیطنت هاشون خیلی شیرین و دلچسب هست ... یکی از کارهایی که خیلی دوست دارم مطالعه هست ؛هر کتای میخواد باشه ؛ روانشناسی ،کودکانه ،کتاب داستان ،رمان ، فلسفه و ... این پ.ن ها هم حاصل خوندن کتابهای مختلف هست . پ.ن یک: غم خودش ما را پیدا می کند باید دنبال شادیها گشت.( نیچه) پ.ن دو: در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد.( آلبرت انیشتین) پ.ن سه: عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد. ( چرچيل) پ.ن چهار : كسي به حساب مي آيد كه ديگران را به حساب بياورد(فوربس) پ.ن پنج : رسالت جوانان است که پایه های فساد کنونی تندرستی و فرهنگ را بلرزانند و تنفر و استهزاء را به جای این عقاید انبوه خالی از لطافت بر پا سازند. در انجام این کار ممکن است جوانان نافرهیخته بنمایند ولی تخریب و ویران سازی نخستین مرحله ی لازم در علاج و مداوای ِانسانیت جدید است.( فردریش نیچه) پ.ن شش : هرگز مگذاركه خنده تو باعث گريه ديگري شود.( حسين بهزاد) پ.ن هفت: اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.( مارکز) سوال : برای امسالتون اهدافتون را مشخص کردین ؟ چه قدر بهش نزدیک هستین ؟ این اواخر شروع کردم به زیر و رو کردن جزوه های ترم های گذشته ؛ یادش به خیر عجب دورانی بود . استاد داشت خودشو میکشت (و جر میداد تا خزعبلاتشو در کله ی ما پوچ مغزان فرو کنه) و درس می داد . دانشجوهای عزیز هم یا مسیج بازی میکردند یا جوک میگفتند یا از خاطرات و زیداشون و کارهایی که کردند میگفتند . منم همیشه آخر کلاس جای نخاله ها می نشستم و همه رو زیر نظر داشتم و کنار دفترم با خط سانسکریت می نوشتم و از 1:30 کلاس فقط نیم ساعت سر کلاس بودم و بقیش به گشتن در دانشگاه سر سبز و پر گل و بوته .هر چی پول از ما می گیرن همش گل میکارن و پارک لاولی درست کردند طوری که هر بی اف و جی اف همش اونجا پلاس هستند . تازه چون بچه های ما خیلی خجالتی هستند با هم 4 ساعت روی یه صندلی با فاصله ی دو نفر میشینن تا مبادا کسی حرف در بیاره و ... ؛ معلوم نیست به هم چی میگن ... تازه یه سر داره بیا و ببین ؛ یه سایت داره که حدود 50 تا سیستم داره و نمیشه که یک سیستم خالی بشه . همه دارن یا میل های عاشقانه میخونن و چک آف میکنن یا دارن کلوب چک میکنن و خلاصه که هر کاری میکنن الا کار علمی . تا جایی که من 4شنبه که رفتم دانشگاه دیدم ماشالا هم هستند و مشغول فعالیت های پر بارشون هستند و اصلا خیالشون نیست که بابا دانشگاه تعطیل شده ،برین شهرستاناتون و پیش پدر و مادر گرامی . واقعا نمیشه از این سرعت بالا و سیستم های خوب دل کند . مثل شیرین و فرهاد میمونه (عجب تمثیلی) اما واقعا عجب دوران بیخیالی و خوش گذرونی بود و ... گذشت ... پ.ن 0: حالم اونقد خوبه که موندم جشن بگیرم یا عزا (همی دانم دلی پر از درد دارم) ... پ.ن 1:تا باد مخالف نوزد بادباک بالا نمی رود.(چرچیل) پ.ن 2:انسان خود را نمی شناسد مگر در بدبختی ها. پ.ن 3: بهتر است دوبار بپرسید تا اینکه یکبار راهتان را گم کنید .یک سفر هزاران کیلومتری با یک گام آغاز می شود. پ.ن 4: با چگونگی رفتار با خودتان به مردم یاد می دهید که چگونه با شما رفتار کنند. پ.ن 5: بدبختی از دری وارد می شود که برای آن گذاشته اند. پ.ن 6: اغلب مردم نیمی از عمر خود را صرف بد بخت کردن نیمی دیگر می کنند . سوال : اولی دروغ می گفت ... دومی راستش را نمی گفت ... سومی دروغ نمی گفت اما راستش را هم نمی گفت ... چهارمی که آدمی خوبی بود ... دروغ نمی گفت و راستش را هم نمی گفت اما هیچ کس او را دوست نداشت ... کدام حالت بهتر هست؟ 1-فکر کن صبح با خوشحالی ساعت 6 از رختخواب بزور بیرون میای و با صورت نشسته و چشمای پف کرده و موهای بهم ریخته میشینی پای پیسی و کانکت میکنی؛ تازه شب قبلش هم یه مودم جدید گذاشتی و ویندوز جدید نصب کردی و مثلا کامپیوترت رو خونه تکونی کردی ... بعد از یه ساعت که بزور کانکت میکنه بعد سرور قطع میشه و خبری از دیتا نیست و دیگه هیچی باز نمیشه ... جالبتر اینجاست که سر صبح کلی پشت خطی میاد و آدم از نت پرت میکنه بیرون و باز با هزار زور میای کانکت میکنی ... در نهایت بعد از یه ساعت هیچ کار نکردی و همش اِرور و همش اعصاب خوردی ... یا مودم مشکل داره یا شبکه قاطی داره یا خط تلفن مشکل داره یا ... در نهایت بی خیال همه چیز شدم و دیسی کردم . 2- صبح با حالی گرفته میای کانکت میکنی و سر جیک ثانیه رفتی توی نت و عجب سرعتی . خبری از پشت خطی هم نیست ؛تازه فکر کنی که اکونت تهش مونده و زود دیسی میشی . در عینی که 2 ساعت هستی و به همه ی کارات میرسی و از آخر از رو میری و دیسی میکنی ... نتیجه: اگه صبح خوشحال بیدار نشم بهتر هست ،حداقل راحت تر به کارام میرسم ؛ به این میگن اِند نتیجه گیری ... نتیجه گیری اخلاقی : وقتی انتظار چیزی رو میکشی ،این انتظار سدی میشه برای نرسیدن ؛ اما تا از فکرت خارج میشه یا کمتر بهش فکر میکنی همه چیز خود به خود پیش میره ... پ.ن صفر: نمیخوام توی این پست حرفای روانشناسی! بزنم پ.ن یک : چند روز دیگه مونده به سال نو و همه چیز نو میشه الا آدمهای دور بر ما ... پ.ن دو : بعد از هر طوفانی ،گرد و خاک میخوابه و آسمون صاف میشه و خورشید خانم میاد بیرون (شرایط همیشه یه جور نمیمونه ) پ.ن سه : هر چی بزرگتر میشیم از هم دور میشیم؛ دیگه کار به جایی میرسه که باید همدیگرو توی بلاگفا یا میل ببینیم . یکی از دوستای قدیمیم که قبلا با هم بیشتر بودیم تازگیها یه بلاگ زده . اینجوری باز میتونیم بیشتر از هم خبر داشته باشیم . پ.ن چهار : حرفها مهم نیستند ،مهم اینه که از کی بشنوی . ممکنه همون حرفو از کسی بشنوی که مدام باهش دعوا داری و برای داغ کردن این دعوا لج کنی و بدتر کنی ... ممکنه هم این حرفو از یه دوست قدیمی با یه لحن آروم بشنوی و حرفاش رو قبول کنی ... پ.ن پنج : فردا چهارشنبه آخر سال هست و کلی خوش میگذره . سالها پیش این روز با بر و بچ و فامیل میرفتیم باغ و مراسم رو اجرا میکردیم و یه آتیش درست میکردیم و از روش میپریدیم و مثل این سرخ پوست ها دور آتیش میچرخیدیم .چه قدر خوش میگذشت ... امسال رو نمیدونم چه کار میکنیم ؟!... پ.ن شش: امسال یکی از سالهای مهم زندگیم بود ؛کلی بد بیاری داشتم ؛ از اون طرف هم خوشی هم بود ... اگر بخوام جمع جبری بزنم میتونم بگم در کل مثبت بود . سوال : امسال رو چه جور ارزیابی می کنید ؟ چه قدر تونستین برای اهدافتون تلاش کنین و پیش برین؟ این اواخر اتفاق های زیادی افتاد که میتونم بگم خودم خواستم ؛ اما عواقب خوبی نداشت و منو وادار به سکوتی عجیب کرد ... خوشم نمیاد بیام توی وبم از حالم بگم، از اتفاقهایی که افتاده و ... از اول هم این کارو نمیکردم. اما اخیرا پست هام بی محتوا شده و تکراری و اصلا حال ندارم برم سراغ دوستان بلاگر و براشون کامنت بذارم . این دوستان هم که خودشون میان و نظر میدن ،من واقعا ممنونشون هستم و اینجوری ثابت کردند که دوست هستند. یکی با مشکلات، مشکل میسازه ... یکی دنبال راه حل میگرده ... یکی هم بی تفاوت میشینه و دستشو زیر چونش میزنه و منتظر ببینه چی میشه ... اما من همیشه دنبال راه حل بودم و خواستم با حرفهایی که میزنم و مشاوره هایی که میدم کمکشون کنم . میتونم بگم که موفق هم شدم و نتیجشو دیدم .. . . . . خیلی از بلاگ ها که من توش میچرخیدم ( الان ...) عوض شده و دیگه مثل سابق نیست . آدمها برای فرار از خودشون ،میتونن یه سری حرفهای مثلا بزرگ بزنند و خودشون توجیه کنند و بقیه رو مجاب کنند که حرفشون درسته و دیگران هم با به به و چَه چَه تعریف کنند .(که چی بشه؟) اصل آدمیت عوض نمیشه ،اما آدمها عوض میشن ؛ارزشهاشونو عوض میکنند ؛ چشماشونو به روی خیلی واقعیت ها میبندند و تعریف ها رو عوض میکنند و اینقدر این کارو میکنن که آخر می مونند کدوم درست و کدوم غلط ؛ در نهایت هم میشه همین! که هست ... میخوا بخواه ،میخوا نخواه (با لهجه ی مشهدی )... هرگز به ارزش های دیگران توهین نکردم و خوشم هم نمیاد کسی به ارزشهای من توهین کنه و زیر سوال ببره که بخواد ارزشهای خودشو ثابت کنه(دوستانه گفتم) . تا جایی به دنیای دیگران وارد شدم که دنیاشونو خراب نکنم ،اگر هم اتفاقی افتاده خودشون خواستند و منم به خواستنشون جواب دادم (عواقبش با خودشون)... توی دعوا حلوا پخش نمیکنند ... بعد از این همه سال زندگی فهمیدم که زمان همه چیز رو ثابت میکنه ... فقط مساله ای این وسط میمونه ،این که آیا کار از کار گذشته یا نه هنوزم فرصتی باقی هست ... همیشه یه نتیجه ی ثابت نداره ... پ.ن : فکر میکنین چرا این همه آدم میان بلاگ میزنن و میشن مثلا(چرا؟!) یه بلاگر ؟ یکی میاد از زیدش میگه ... یکی میاد از خاطره های فراموش شدش میگه ... یکی میاد داستان مینویسه ... یکی عقاید مذهبی! شو بیان میکنه و همه چیز رو زیر سوال میبره ... یکی حرفهای مثبت و مامان بزرگی میزنه ... یکی از اتفاقهایی که دور و برش میفته البته با کلی مَثَل و شکلک میگه ... یکی هم اون ور آب هست و از اتفاقها و عقایدش برای این ور آبی ها میگه ... (ادامه دارد) هر کسی هدفی داره و مطمئنا دوست داره که کلی کامنت داشته باشه و همه پیوند بزننش و ازش تعریف کنند و باهش "هم مغزی" کنند و خلاصه اینکه سرشناس بشه ... این پ.ن رو همینجوری نوشتم . سوال : یه بلاگ چه قدر میتونه برای آدم ارزش داشته باشه و چه قدر میتونه توی روحیه طرف(صاحب بلاگ و خواننده ) تاثیر بذاره؟ قــوانين مــورفي مــجموعه اي از قوانين حاكم بر زندگي هستند كـه اكثر آنها از بدبيني نـشات گـرفتـه و جـنـبـه شوخي دارند امـا بسياري از آنها نيز واقعيت هستند. 1-اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان!
گاهی وقتا ، بعضی جمله ها با اینکه ساده به نظر میان ، یه دنیا معنا دارند . برای انتقال تجربه هامون لازم نیست حتما مستقیم بیان کنیم . بلکه با چند جمله ی معمولی میشه این کارو کرد. پی نوشت صفر : این اواخر به واسطه ی رُک حرف زدن و بی توجهی نسبت به عواقبش ، اتفاق های زیادی افتاد و برام حقایقی روشن کرد که میتونم بگم به این زودی ها بهش دست نمیافتم. گرچه ارزش این همه جنجال نداشت ... پی نوشت یک : توی پست قبلی از دوستان خواستم که بهم فحش بدن. اما بعد از ارزیابی به این نتیجه رسیدم که فحش دادن جرات میخواد و کار هر کس نیست خرمن ... گاو نر میخواد .... پی نوشت دو : برای هر کاری باید با اهلش وارد شد ؛ غیر این اگر باشه وقت تلف کردنِ ... پی نوشت سه : هیچ وقت نخواستم توی پست هام مثل این مامان بزرگ ها حرف بزنم و نصیحت کنم ؛ گرچه این برداشت بارها شده و منم بی تقصیرم . این بسته به ذهن خواننده هست که چی برداشت میکنه . پی نوشت چهار : اگر پرده ی درونمان را برای دیگران کنار بزنیم، مورد هجوم واقع می شویم « نقل شده از ... » پی نوشت پنج : دوست ندارم کسی رو با حرفام برنجونم،گرچه این کارو انجام دادم و سوءتفاهمی پیش اومده که به این راحتی ها نمیشه رفع کرد . زمان همه چیز رو ثابت میکنه . سوال:چه قدر به حرفهایی که می زنید عمل می کنید؟ هیچکس پیدا نمیشه که بگه توی زندگی سختی نکشیده بگه که همیشه زندگیش بر وفق مراد بوده نه مراد بر وفق زندگی بگه که به هر چی خواسته رسیده و براش مانعی نبوده گاهی عرصه تنگ و تنگ تر میشه وقتی درد و سختی زیاد میشه ،میتونی واژه ی سختی رو خوشی کنی و خوش بگذرونی میشه همه ی ارزشهای نداشته رو برعکس کرد و لذت زندگی رو دو چندان کنی زندگی با نداشته ها هست که ارزش داره نه با داشته ها گاهی هم ارزش ها هست که دست و پا گیر میشه و عوض این که در جهت بهبود پیش بره ،مثل زنجیری میشه برای این که زندگی کرد (نه زنده گی) باید ارزشها رو بر اساس نیازهامون تعریف کنیم تا اینجوری توی گل گیر نکنیم پ.ن صفر: یه مدت میخوام از همه دور بشم ،از هر کی بشه چه دوست چه دشمن چه عزیزترینم .خسته هستم و حوصله ی کسی رو ندارم. پ.ن یک : اگر عوض کلمه نداشته ، داشته بذارم ، اونوقت همه چی دارم. پ.ن دو : زندگی یعنی همین لحظه هایی که آدم احساس تنهایی میکنه با این که آدمهای زیادی دور و برش هستند باز هم احساس میکنی تنهایی ،تنها ... پ.ن سه : گاهی اوقات فکر میکنم که چه قدر بعضی ها راحت زندگی میکنن ،بدون هیچ قید و بندی (همش مذخرفِ) .باید همشو کنار گذاشت تا به آزادی رسید . پ.ن چهار : با اینکه خیلی هارو قبول ندارم و از نظر شخصیتی درست مقابل من هستند ، اما از این که به راحتی میتونن ارزشهاشون و عوض کنن و زندگی کنن ،از این کارشون لذت میبرم. پ.ن پنج : اگر مثل آدمهای معمولی که همه ی زندگیشون فقط بخور و بخواب و به گا هست و اصلا چیزی به اسم مغز برای فکر! کردن ندارن ،دیگه مسائلی مثل افسردگی و ناراحتی و فشار و قُشار و از این حرفا نبود. پ.ن شش : نمیخوام لفظ قلم و مودب حرف بزنم،اونقد عصبانی هستم که مجالی برای خوب شدن نیست . میخوام راحت باشم .راحت ؟! پ.ن هفت:توی کامنت هاتون هر چی خواستین میتونین نثارم کنین ، دلم میخواد عوض حرفهای مثبت فحش بشنوم ،حرفهای بی پرده و رک . سوال تکراری: این زندگی که ما می کینم یا زندگی که داره مارو میکنه ؟ سوال : من چرا اینجوری شدم؟ آدما n-بعدی هستند . آیا ما با همه یه جور برخورد می کنیم؟ آیا همه چیزو می دونیم؟ آیا با یه برخورد میشه شناخت؟ ما در برخورد با هرکس، برخوردی داریم جدا از دیگران و همین رفتار و منش ما هست که یه شناخت اولیه رو به وجود می آورد. با گذشت زمان و دیدارهای بیشتر و موقعیت های مختلف شناختمون بیشتر میشه. اما آیا به جایی می رسیم که بتونیم بگیم کامل شناختیم؟ موقعیت های مختلفی که پیش می آید در جهت شناخت بیشتر کمک می کند .اما بعضی اوقات با گفتن بعضی حرفها ،یه دفعه احساس می کنیم که چه قدر از اونی که فکر می کردیم دورِ یا اشتباه فکر می کردیم. نمیشه گفت اشتباهِ یا همه چیز دروغِ . ارزش مسائل وابسته به محیط و افکار خودمون و دیگران هست و نسبی ست. مطلقی وجود نداره. پ.ن یک: همیشه اونی که فکر میکنی نمیشه، بلکه اونی که بهش عمل میکنی . پ.ن دو:اگر بتونیم روابطمون رو با پدر و مادر طوری باشه که بتونیم مشکلاتمون رو بدون هیچ هراسی بگیم، اونوقت یه خاونداده ی خوشبخت داریم . پ.ن سه: یکی از مشکلان من اینه که با هر انسان وابر انسانی در ارتباطم و میتونم با خودش عین خودش برخورد کنم. با این وجود شکل اصلی خودم رو از دست نمیدم . نمیدونم کجای این مشکل؟! پ.ن چهار: اگر همیشه کارهای خوب کنی و حرفهای قشنگ و مثبت بزنی ، آدم خوب هستی؟! پ.ن پنج : چی سبب میشه که انسان! خودشو با یه سرس اراجیف و خزعبلات توجیه کنه و هر چی میخواد به دیگران بگه و بعد هم عذاب وجدان! نگیره و تازه هم خوشحال بشه. به این چی میگن ؟! سادیسم . پ.ن شش : هرگز در طول عمرم نتونستم حرف زور بشنوم ،چه از خرد چه کلان .هر کی بوده جوابشو دادم و حسابشو کف دستش گذاشتم . پ.ن هفت : این اواخر یکی از کارهای مهم من بحث کردن و بعد دعوا کردن با همه بود . عجب حالی داد و حالی گرفت ... سوال : آیا این زندگیِ که ما میکنیم ؟ یه زندگی واقعی چطوریه ؟ نگرانی و استرس یکی از مهمترین مسائلی هست که فکر و ذهن را مختل و تمرکز را کم می کند . برای رفع نگرانی ها باید این سوالا رو از خودت بپرسی و بعد جواب کامل بدی . 1- برای چه نگرانم ؟ 2- چه می توانم در این راه بکنم ؟ 3- این کاری است که باید انجام دهم ؟ 4- چه وقت شروع می کنم ؟ پ.ن صفر : توی زندگی ، پدر و مادر ها نزدیکترین ها هستند . اما وقتی که میخوای بهشون یه حرفی بزنی میترسی که مبادا اتفاقی بیفته و .... پ.ن یک : من بالاخره مجبور شدم برای بابا مساله رو توضیح بدم که به خاطرش به این روز و حال افتاده بودم و نا امیدی و .... . بابا هم با شنیدنش نه تنها با من برخورد نکرد ،بلکه بهم کمک کرد تا بهتر شم . البته همیشه هم اینجوری تموم نمیشه . پ.ن دو : از دوست خوبم آیدا ممنونم که با کامنتش بهم کمک کرد تا بتونم با این مساله راحت تر برخورد کنم . پ.ن سه : حذف شد. پ.ن چهار : یکی از مزایای! بچه ی بزرگ بودن اینه که الگوی اونا هستی و این اول بیچارگی .هر کار که بخوای انجام بدی باید درست انجام بدی و دست کسی آتو ندی . مبادا اون روزی بیاد که اتفاقی بیفته و دیگه کلات پس معرکه هست ... پ.ن پنجم : یه بلاگ پر کامنت پ.ن شش: این ترم دیگه خبری از دانشگاه نیست و منم میتونم برنامه ی بخور و بخواب راه بندازم . خوش میگذره ... پ.ن هفت : همیشه به عوض فکر کردن درباره ی مشکلات و رنج ها و محرومیت های خویش ،نعمتها و مزایای خود را بشمار . پ.ن هشتم : شما وقتی به کسی خوبی کنید بیش از همه به خودتان نیکی کرده اید . سوال : آیا به تقدیر و سرنوشت اعتقاد دارین ؟!
قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور گذاشت. وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايـي مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتوربه صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پيدا ميكنه." قـوانين
مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي ازقـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها نيزعينيت و واقعيت دارند. اكنون به برخي از اين قوانين توجه كنيد:
2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!
3-همه چيز در حال بدتر شدن است!
4-لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد.
5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!
6-همه كارها بيشتر از آنچه تصور ميكنيد بطول خواهد انجاميد!
7-اگر شما تصميم به انجام كاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كار ديگري را انجام دهيد!
8-هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد!
9-شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نميتوانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره بزنيد!
10-هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه 11-برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)!
12-شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش!
13-هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!
14-همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند!
15-زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!
16-هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نميباشد!
17-هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!!
18-هر كسي پول بيشتري دارد حكمراني ميكند!!
19-هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!!
20-هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد!
21-در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در 22-جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!!
23-هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نميخواهيد!
24-احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما!
25-سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد!
هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود.
26-هيچ اهميتي ندارد من كجا ميروم، من آنجا هستم!
27-هر كسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد!
28-زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر كند!
29-هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت!
30-زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد!
31-قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!!
32-اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!
33-اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد!
34-قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!!
35-دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!
36-جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است!
37-هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد!
38-كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد!
39-احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش!
40-شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد!
41-ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است!
42-هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!!
43-افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي كنند!!
44-دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد!
45-جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد!
46-براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!!
47-دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند!
48-هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!
49-تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است!
50-هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!
| Design By : Night Skin |

