تبليغاتX
جزر و مد

جزر و مد

زندگی آب تنی در حوضچه ی اکنون است ...

بابا لنگ دارز قصه های من گم شده

دوس داشتم براش از دل تنگم می نوشتم

از روزهای تنهایی

از شب های بی پایان

دلم تنگه

نفسهام سخت بالا میاد

 

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 10:58 توسط محبوبه|

دوس داشتم برای با دیگران بودن نیازی به خودسانسوری نداشتم

خودسانسوری برام عادت شده

یه عادت بد فراموش نشدنی

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 12:9 توسط محبوبه| |

قلمت را بردار
بنویس از همه خوبیها
زندگی؛ عشق ؛ امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست
گل مریم,گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس
که چو یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند
از نگاهی بنویس
که پر از عشق به هر جای جهان می نگرد
قلمت را بردار
روی کاغذ بنویس
زندگی با همه تلخیها  شیرین است

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 11:36 توسط محبوبه| |

این روزها می گذرد اما نمی دونم چگونه

مانند گرده ای میان آسمان و زمین معلق هستم

نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 14:1 توسط محبوبه| |

بوی عیدی

با اینا زمستونو سر می کنم

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 22:23 توسط محبوبه| |

بعد از کودتایی که شد بقیه دوستان این داستان رو ادامه دادند و پدر و مادر بیچاره ...

پ.ن : در اینجا اعتراف می کنم کار بسیار بدی کردم و برخوردم با پدر و مادرم اصلا درست نبود

پ.ن : روزهای خوبی در پیش است ...

خدایا دوستت دارم

 

نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 15:2 توسط محبوبه| |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ