جزر و مد
زندگی آب تنی در حوضچه ی اکنون است ...
این اواخر اتفاق های زیادی افتاد که میتونم بگم خودم خواستم ؛ اما عواقب خوبی نداشت و منو وادار به سکوتی عجیب کرد ... خوشم نمیاد بیام توی وبم از حالم بگم، از اتفاقهایی که افتاده و ... از اول هم این کارو نمیکردم. اما اخیرا پست هام بی محتوا شده و تکراری و اصلا حال ندارم برم سراغ دوستان بلاگر و براشون کامنت بذارم . این دوستان هم که خودشون میان و نظر میدن ،من واقعا ممنونشون هستم و اینجوری ثابت کردند که دوست هستند. یکی با مشکلات، مشکل میسازه ... یکی دنبال راه حل میگرده ... یکی هم بی تفاوت میشینه و دستشو زیر چونش میزنه و منتظر ببینه چی میشه ... اما من همیشه دنبال راه حل بودم و خواستم با حرفهایی که میزنم و مشاوره هایی که میدم کمکشون کنم . میتونم بگم که موفق هم شدم و نتیجشو دیدم .. . . . . خیلی از بلاگ ها که من توش میچرخیدم ( الان ...) عوض شده و دیگه مثل سابق نیست . آدمها برای فرار از خودشون ،میتونن یه سری حرفهای مثلا بزرگ بزنند و خودشون توجیه کنند و بقیه رو مجاب کنند که حرفشون درسته و دیگران هم با به به و چَه چَه تعریف کنند .(که چی بشه؟) اصل آدمیت عوض نمیشه ،اما آدمها عوض میشن ؛ارزشهاشونو عوض میکنند ؛ چشماشونو به روی خیلی واقعیت ها میبندند و تعریف ها رو عوض میکنند و اینقدر این کارو میکنن که آخر می مونند کدوم درست و کدوم غلط ؛ در نهایت هم میشه همین! که هست ... میخوا بخواه ،میخوا نخواه (با لهجه ی مشهدی )... هرگز به ارزش های دیگران توهین نکردم و خوشم هم نمیاد کسی به ارزشهای من توهین کنه و زیر سوال ببره که بخواد ارزشهای خودشو ثابت کنه(دوستانه گفتم) . تا جایی به دنیای دیگران وارد شدم که دنیاشونو خراب نکنم ،اگر هم اتفاقی افتاده خودشون خواستند و منم به خواستنشون جواب دادم (عواقبش با خودشون)... توی دعوا حلوا پخش نمیکنند ... بعد از این همه سال زندگی فهمیدم که زمان همه چیز رو ثابت میکنه ... فقط مساله ای این وسط میمونه ،این که آیا کار از کار گذشته یا نه هنوزم فرصتی باقی هست ... همیشه یه نتیجه ی ثابت نداره ... پ.ن : فکر میکنین چرا این همه آدم میان بلاگ میزنن و میشن مثلا(چرا؟!) یه بلاگر ؟ یکی میاد از زیدش میگه ... یکی میاد از خاطره های فراموش شدش میگه ... یکی میاد داستان مینویسه ... یکی عقاید مذهبی! شو بیان میکنه و همه چیز رو زیر سوال میبره ... یکی حرفهای مثبت و مامان بزرگی میزنه ... یکی از اتفاقهایی که دور و برش میفته البته با کلی مَثَل و شکلک میگه ... یکی هم اون ور آب هست و از اتفاقها و عقایدش برای این ور آبی ها میگه ... (ادامه دارد) هر کسی هدفی داره و مطمئنا دوست داره که کلی کامنت داشته باشه و همه پیوند بزننش و ازش تعریف کنند و باهش "هم مغزی" کنند و خلاصه اینکه سرشناس بشه ... این پ.ن رو همینجوری نوشتم . سوال : یه بلاگ چه قدر میتونه برای آدم ارزش داشته باشه و چه قدر میتونه توی روحیه طرف(صاحب بلاگ و خواننده ) تاثیر بذاره؟![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



