تبليغاتX
جزر و مد - کاش ،کاش نبود .

جزر و مد

زندگی آب تنی در حوضچه ی اکنون است ...

بعد از تعطیلات عید ،بالاخره امروز رفتم یونی ورس قشنگمون .چه قد سرسبز و قشنگ شده بود . آدمهای قشنگ ،دانشگاه قشنگ ،استادای قشنگ ، نمره های قشنگ و ... .

نمیدونم چرا هر وقت وارد ساختمان بزرگ! دانشکده میشم احساس بدی بهم دست میده ،انگار که دانشگاه رو روی سرم خراب کردند ... گرچه میدونم که اینها همش یه احساس زود گذر و روزی میشه که دلم برای این خراب شده هم تنگ میشه ...

دلم میخواست زمان  عقب برگرده و کارهای ناتموم رو کامل میکردم تا حالا اینجوری گیر نکنم و کاسه ی چه کنم دست نگیرم .اسیر این قید و بندهای لعنتی شدم و رهایی سخته ...

کاش میشد در زمان سفر کرد و لحظه های از دست داده رو دوباره به دست آورد. کاش آدمیزاد اینقد خطاکار نبود و برای هر کارش اینقد تاوان پس نمیداد.کاش ،کاشکی وجود نداشت تا وقتی که کم میاریم کاش بدبخت رو هی به کار نبریم و افسوس نخوریم و ... . چه فایده که کاشی کاشتن و هیچی در نیومد ... همش یه سراب ...

 

پ.ن :زندگی دچار  یکنواختی عجیبی شده و عوامل جانبی هم آتش میزنند بر بحران به وجود اومده و من مانده ام چه بگویم به پدر و مادر گرامی که با کمک هم مرا  به وجود آوردندو به دنیا آورده اند .چرا اول از من نپرسیدند که میخوای بیای یا نه ؟! چه قدر خودخواهند  ...

پ.ن ایضا:جدیدا بابای من به نت علاقه مند شده ،خدا رحم کنه .چون اگه بابای قشنگم بیاد اینجارو بخونه ،باید درشو تخته کنم .


·         اول اندیشه، وانگهی گفتار (لائوتزه)

·         شانس هرگز کافی نیست (اندرو ماتیوس)

·         اگر شناخت درست باشد ، در عمل نتیجه می دهد (برتراند راسل)

·         بزرگترین شادی تولد است و بزرگترین غمها مرگ (هوارد فاست)

·         وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است (لارو شفکو)

·         من طغیان می کنم پس وجود دارم (آلبرت کامو)


سوال : اگر زمان به عقب برگرده ،دوست داشتید به کی برمی گشتید؟

نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 22:14 توسط محبوبه| |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ